معرفی پوشاک ایرانیان در دوره اشکانی

معرفی پوشاک ایرانیان در دوره اشکانی

پوشاک اشکانی

دوره اشکانی ایران به عنوان یکی از دوره‌های غنی ایران در زمینه طراحی پوشاک و ملحقات تزیینی آن، محسوب می‌شود که نمونه‌ها و مستندات زیادی از آن دوره بر جای مانده است. زیرا در این دوره به واسطه پیوند ایران با تمدن هلنی یونانی و گسترش ساخت تندیس‌ها در تمامی نقاط ایران، به ویژه نیمه غربی امپراطوری اشکانی و تمایل عمومی هنر پارتی به نشان دادن جزئیات لباس‌ها برای نمایاندن مقام دولتی یا اجتماعی افراد، اطلاعات و مستندات لباس‌ها و جزییات ملحقات تزیینی آن‌ها برای ما حفظ شده است.

این دوره را می‌توان عصر رواج تجارت، تکامل زندگی شهری، افزایش حضور زنان در جامعه، اهمیت یافتن ارزش طراحی لباس، گسترش تمایل زنان به لباس و آرایش و بروز پدیده مد دانست. هم زمان با این دگرگونی فرهنگی، دستیابی به فناوری تولید پارچه ابریشم و گسترش استفاده از ملحقات تزیینی و آرایه‌ها را باید در زمره مسایلی دانست که سیمای لباس ایرانی را دگرگون نمود.

قدیمی‌ترین سند در مورد پوشاک پارتیان در پلکان آپادانا، یکی از قبایل شرقی با پوشش شبه مادی را نشان می‌دهد که سربندهایی به شیوه متداول شرق ایران امروز بر سر دارند. قوامی عقیده دارد که در دوران سلوکی نه تنها لباس ایرانیان تغییر نمود، بلکه سبک لباس ایرانی گسترش یافت و بر لباس یونانیان نیز تأثیر نهاد. این پوشش در دوره بعد پارتی نیز با تغییراتی در کیفیت پارچه دیده می‌شود و شاکله عمومی لباس مردانه را تشکیل می‌دهد، با این وجود تنوع ملحقات تزیینی و نحوه شکل دادن به پارچه در این دوره سیمای متنوعی را پدید آورده است.

دلیل این تغییر در طراحی البسه بهره گیری از ابریشم به جای پشم در طراحی لباس مردانه بود. در سده دوم میلادی (حدود ۱۸۰۰ سال پیش) رقابت چین و ایران بر سر تسلط بر بازار ابریشم ایران را به تولید کننده پارچه از ابریشم وارداتی چین و صدور آن به اروپا بدل ساخت. موضوعی که بر استفاده روز افزون از این پارچه‌ها در کنار پارچه‌های پشمی تأثیر بسزایی گذارد.

اغلب پارچه‌های به دست آمده از دوران اشکانی ایران از پشم است، بخشی از الیاف ابریشمین و  پنبه ‌ای نیز در پارچه‌های این دوران یافت شده است. تعدادی از پارچه‌های ابریشمی پارتی مکشوفه در لولان نقشمایه زنبق آبی، درخت زندگی و نقوش قلبی و دوخته دوزی هلنی با نقشمایه درختان مواج مو دیده می‌شود. پارچه بافی اشکانیان با نقوش گیاهی، نیمه طبیعی، تجریدی و هندسی نیز رواج داشته است.

آثار اشکانی موجود را باید هنر درباری یا طبقه‌‌ی بالای این عصر برشمرد، با این وجود، شباهت بیش از حد آن‌ها و لباس‌های سنتی و بومی ایران نشان‌گر درون‌مایه ایرانی آن‌هاست و صرف نظر از جنس پارچه و مرغوبیت، می‌توان این لباس را به افراد عامی نیز تعمیم داد. نوع جامه با توجه به طبقه اجتماعی متفاوت بود.

شاه و درباریان و آزادگان جامه‌های پربها و جواهرنشان می‌پوشیدند و جامه‌های شاهانه غرق جواهر بود. در نقش پادشاه و ملکه از کوه خواجه، شاه دارای دو تن پوش و یک شنل است. تن پوش زیری به رنگ سفید و رویی به رنگ قرمز و آبی و شنل هم به رنگ زرد و حاشیه‌ای نارنجی می‌باشد. ملکه نیز دارای دو تن پوش است که زیرین آن به رنگ زرد و لباس رویی به رنگ بنفش دارای نوار نارنجی رنگی در جلوی سینه است. به احتمال بسیار روستاییان با الهام از سنن قومی جامه‌های نیلی می‌پوشیدند.

پوشاک مردان دوره اشکانی

در دوره اشکانی برای مردان دو پوشش متفاوت وجود داشت، لباس ویژه سواران دارای اسب‌های زره‌پوش بود که ساختار لباس نظامی آن عصر را نشان می‌دهد. و دیگری لباس‌های اشرافی. از ویژگی‌های طراحی لباس مردان، استفاده از شلوار به واسطه تناسب آن با اسب سواری بوده است.

در واقع شناخته شده ترین تن‌پوش پارت‌ها، شلوار است که از پارچه‌ای نسبتاً لطیف که به صورت چین‌های بیضوی تا قوزک پاها می‌افتاد، تشکیل می‌شد و در آنجا ممکن بود به نرمی بسته شود یا داخل چکمه‌ها قرار گیرد. برخی مجسمه‌های پارتی نظیر پیکر مشهور برنزی به دست آمده از «شامی» واقع در خوزستان. به نظر می‌رسد که آن‌ها همچون ساق پیچهای چرمی به منظور محافظت در حین سوارکارهای، پوشیده می‌شده‌اند.

اما به مرور پادشاهان آن‌ها از لباس‌هایی بلندتر و پرچین‌تر استفاده نمودند. لباس اولیه پارت قبایی بلند، گشاد و شلواری فراخ است که روی آن عبا یا جبه نظامی می‌پوشیدند اما به مرور این لباس متروک و فقط به جامه نرم و عبایی بر روی آن اکتفا می‌شد و دمپای شلوار را جمع می‌کردند.

دو نوع تن پوش آستین‌دار با شلوار پوشیده می‌شد. یک نیمتنه چسبانی بود که در جلو بسته می‌شد و دیگری تونیکی گشاد بود، بدون مدخلی قابل تشخیص، اما به هر حال با کمربند بسته می‌شد. این تن پوش‌ها در نقوش سلطنتی و غیر سلطنتی دیده می‌شوند. نوع قدیمی‌تر نیمتنه، مشابه نمونه‌های هخامنشی موجود در آشور، واقع در شمال بین‌النهرین، در اوایل قرن اول میلادی (۲۰۰۰ سال پیش) می‌باشد. این تن‌پوش کوتاه، تا باسن بود و به طور مورب روی سینه پیچیده شده و کاربرد آن با استفاده از کمربندی باریک در ناحیه کمر مضاعف می‌شد، چرا که مناسب ورزش‌های بدنی نظیر شکار با اسب – زمانی که چینها ممکن است مزاحمتی برای فعالیت فراهم آورند – بود. این نیمتنه در مجسمه‌های به دست آمده از خوزستان بر روی سکه‌های شاهان اشکانی و نیز نقوش غیر سلطنتی دیده می‌شود. یک نوع مشابه آن نیز بالاپوشی است تا زانو که از سمت چپ در جلو، برای نمایاندن تونیک زیرین، باز شده و در بسیاری از نقوش هخامنشی دیده می‌شود. هرچند که در نقوش قدیمی‌تر، این بالاپوش همواره به صورت آزاد بر روی شانه‌ها افتاده و آستین‌های خالی، از طرفین آن آویزان بوده اند. البته بالاپوشی با آستین‌های بسیار تنگ از جنس خز مربوط به قرن ۵-۴ قبل از میلاد (حدود ۱۶۰۰ تا ۱۵۰۰ سال پیش) نیز به دست آمده است. نقوش پارتی در مورد بالاپوش مذکور تا اندازه‌ای نسبت به نقوش موجود از نیمتنه‌ی تنگ و کوتاه، جدیدترند.

نوع اصلی دیگر از تن‌پوش‌های آستین‌دار، تونیک بلندی بوده است که یا در زیر بالاپوشی باز پوشیده می‌شد یا آنکه غالباً آن را به تنهایی بر تن می‌کردند. تونیک‌های ایرانی با نوارهایی احتمالاً حاشیه‌دوزی یا بافته شده در مچ‌ها و حاشیه گردن، تزیین می‌شدند. گاهی نیز یک یا سه نوار تزیین شده، از جلوی تن‌پوش آویزان می‌شد که یادآور تونیک‌های مزین در اواخر دوره هلنی بین‌النهرین می‌باشد. این تونیک اکثراً با کمربندی به صورت شُل در ناحیه‌ی پایین باسن بسته می‌شد. این کمربندها می‌توانست نوارهای ساده‌ی پهنی احتمالاً از جنس چرم و یا تصویری از پلاک‌ها و مدال‌های تزیینی گوناگون باشد.

نکته دیگر اینکه در لباس اشکانیان، تکه پارچه تابیده، بلند و باریکی بر روی شانه‌ی چپ بود که تنها در خوزستان شناخته شده است. از آنجایی که این تن‌پوش معمولاً در تصاویر مذهبی، می‌تواند به عنوان نشانی از منصب مذهبی قلمداد شود.

پای افزار این دوره چکمه‌هایی از چرم نرم است که ادامه همان نوع کلی شناخته شده در دوره‌ی هخامنشیان می‌باشد، اما در آثار آن دوره صرفاً توسط هیئتهای نمایندگی مناطق شمال شرقی حک شده در حجاری‌های آپادانا، واقع در تخت‌جمشید، به کار رفته است. سبک ساخته شدن پای‌افزارهای این دوره ساده است و تنها اختلافاتی  نسبت به دوره‌های قبل دارد نظیر بلندی چکمه‌ و یا گاه استفاده از بندهایی سگک‌دار و مزین جهت محکم کردن پارچه‌ی شُل واقع در قوزک، بسنده می‌کند.

پوشاک زنان دوره اشکانی

برخلاف دوران هخامنشیان، تصاویری که از زنان پارتی برجای مانده است بخشی عمده از آثار باقی مانده از سلسله پارت‌ها را در بر می‌گیرد. نقوش بسیار زیبا از تن‌‌پوش زنان اشکانی مبین آن است که ایشان نسبت به دوران قبل از خود توجهی بیشتر به زیبایی و آراستگی زنانه داشتند. اگر زمان هخامنشیان زنان و مردان از تن‌پوش‌های یک شکل استفاده می‌کردند، در دوره اشکانیان زنان پوششی کاملاً متفاوت با مردان داشتند، به همین دلیل تشخیص آنان در آثار هنری نیز آسان‌تر بوده است. بازی با خطوط مختلف در نمودار ساختن جامه‌ی زنان یکی از ابداع‌های اصیل هنر پارتی است. چین و شکن‌های متعدد و آراستگی پارچه‌های ظریف، به اضافه‌ی نقش‌های تزیینی هندسی و شکیل، علاوه بر این‌که قدرت ایرانیان را در ذوق و هنر صنعت پارچه‌بافی و نساجی نشان می‌دهند، بر شکوه پیکره‌ها و پوشاک آن‌ها و به عنوان سندی تاریخی برای شناسایی لباس‌های زنان این دوره باقی مانده‌اند.

اجزاء مختلف پوشاک زنان در دوره اشکانی

پیراهن: پیراهن زنان این دوره به چند طرح متنوع تقسیم می‌شود که با رنگ‌هایی اغلب سفید و ارغوانی زینت شده‌اند. ساده‌ترین نوع آن‌ها پیراهنی گشاد و بلند با یقه‌ی گرد و دو تکه بوده است و در زیر سینه با نواری بسته می‌شد. بنابراین سبب ریزش چین‌های ظریف و عمودی بسیاری در لبه‌ی پایین دامن می‌شد. به همین دلیل به احتمال بسیار قوی استفاده از پارچه‌ای لطیف با بافت ریز وجود داشته است و این مسئله پیشرفت در صنعت نساجی را نیز به اثبات می‌رساند.

پیراهنی دیگر که فاقد آستین بوده است و در قسمت سرشانه به وسیله‌ی دکمه‌ای جمع می‌شد، کوتاه‌تر از پیراهن فوق بوده و روی آن پوشیده می‌شد و قسمت جلوی لباس تا به جلوی ناف ریزش می‌کرد و حالتی دراپه (دارای چین و شکن) داشت. گاهی نیز با یقه‌ای تنگ‌تر ریزش آن‌را جمع و طرحی جدید بر لباس اعمال می‌کردند. روی پیراهن‌ها طرح‌های متنوع سوزن‌دوزی یا قلاب دوزی پیاده می‌کردند. نمونه دیگر، پیراهنی آستین‌دار با آستین بلند و تنگ و چسبان بود که به دلیل بلندی آستین، چین‌های افقی ظریفی روی آن ایجاد می‌شد و بیشتر به زیبایی لباس می‌افزود. این پیراهن نیز در زیر سینه با نواری جمع می‌شد. نمونه‌ای از پیراهن فوق در بر تن مجسمه‌ای از شهر هترا یا الحضر به‌نام پرنسس واشفاری در موزه بغداد است که می‌گویند دختر سناتروک اشکانی (اشک دهم) است. این بانو پیراهنی پوشیده است که در سرشانه‌ی چپ با دکمه‌ای به تکه‌ی پشتی وصل شده است و دامن پرچین پیراهن آستین دارش (که بسیار بلند است) نیز از زیر چادرش در جلوی لباس مشخص است. برخی از پیراهن‌های فوق، گاهی تماماً با اشکال لوزی شکل طراحی شده‌اند. که می‌تواند شامل شلوارها نیز بشود. هم‌چنین با نوارهایی احتمالاً حاشیه‌دوزی یا بافته شده در مچ‌‌ها و لبه‌ی یقه تزیین می‌شدند. گاهی اوقات نیز یک یا سه نوارِ تزیین شده از جلوی تن‌پوش آویزان می‌شد که یادآور تونیک‌های مزین در اواخر دوره‌ی هلنی بین‌النهرین است.

چادر: چادر، پارچه‌ای مستطیل بوده است که به صورت استوانه طراحی می‌شد. این نوع از چادر در قسمت بالای درز استوانه، زیر فلزی گرد یا شکلی دیگر، به صور مختلف بسته می‌شد و حلقه‌ای از بندهای زنجیر یا بافته‌های ابریشمی بر روی آن تعبیه می کردند که هنگام پوشیدن، دست چپ را از حلقه می‌گذرانند و آن را بر روی شانه بند می‌کردند و سپس چادر را روی سر قرار می‌دادند. نوع دیگر آن در قسمت پشت سر به کلاهی بلند و مخروطی شکل و مطبق وصل می‌شده که پشت سر آویزان بوده است و گاهی نیز زنان آن‌را مانند شنل بر روی دوش می‌انداختند یا بدور کمر خود می‌بستند. لازم به ذکر است که کلمه چادر که واژه سانسکریتی است به اسلام اختصاص ندارد، بلکه از دیرباز ایرانیان چادر سرمی‌کردند چون پیش از این که مذهب اسلام وارد ایران شود آن را نزد هخامنشیان می‌بینیم.

تاج: سرِ مجسمه‌ی مرمری ملکه‌ای مه در شوش پیدا شده است و آن‌را ملکه موزا همسر فرهاد چهارم اشکانی می دانند، دارای تاجی کنگره‌دار و متعلق به اواخر قرن اول میلادی است. هم‌چنین در پشت یکی از سکه‌های چهار درهمی تاج این ملکه دیده می‌شود.

شلوار: برخی از این زنان اشکانی شلوارهای بلند و پرچین به‌پا می‌کردند که تا روی زمین ادامه داشت. چین‌های شلوار افقی است که حالت راحتی به آن می‌دهد. بلندی این شلوار تا روی کفش امتداد داشت و از بالا به پایین با حاشیه‌ای عریض تزیین شده بود. برخی از شلوارها نیز روی کفش را نمی‌پوشاند چون در داخل پوتینی نرم با زبانه‌ی چرمی قرار می‌گرفت.

نقاب: زنان روستایی قوم اشکانی اکثراً نقابی نیلی رنگ بر چهره داشتند که از پوشش مورد علاقه‌ی زنان بر روی صورت بوده است و گاهی آن را به پسِ سر می آویختند.

کلاه و سرپوش عمامه مانند: نقش برجسته‌ای از پالمیرا در موزه‌ی لوور وجود دارد که بانویی از دوران اشکانیان را نشان می‌دهد این بانو چادری بر سر دارد و از زیر آن، سرپوشی نمایان است به شکل عمامه‌مانند بوده و بافتی خوب و جالب دارد. بر بالای پیشانی و پایین سرپوش، فلزی پهن (کنده‌کاری و برجسته‌کاری) موی سر را چون نواری پوشانده است و بقیه‌ی موها در دو طرف به وضعی مطلوب به عقب کشیده شده‌اند. ضمناً کلاه بزرگ و با شکوه شاهزاده واشفاری، یکی از وجوه تمایز او از دیگر بانوان اشکانی است. برای این شاهزاده چادر نه روی یک سرپوش ساده، بلکه بر یک کلاه چند قسمتی قرار دارد که از پنج ردیف تشکیل شده است و به صورت اریب از دو ردیف سنگ ‌های گران‌قیمت تشکیل شده است که از نوک تاج عبور می‌کنند. با یک حرکت زیبای دست واشفاری، چادر بر روی زانوها جمع شده است.

کفش: ایرانیان در دوره اشکانیان دارای کفش‌های مختلف و غنی‌تر از مردم دوره‌ی پیش از خود بوده‌اند. چنان‌که به نظر می‌رسد، بانوان در این زمان کفش‌هایی هم‌چون کفش مردان استفاده می‌کردند که تنها در نقاشی‌های معبد زئوس در دورا-اروپوس می‌توان کفش بانوان را مشاهده کرد. کفش‌های گشاد و چرمی بدون شکل و نیز پوتین‌هایی از پارچه‌ی چرمِ بسیار نرم و ظریف که دارای ساق و زبانه بود، هم‌چنین پوتین‌های بنددار از نمونه‌ی کفش‌های این دوران هستند.

کمربند: کمربند زنان برخلاف مردان، نواری باریک بود که در زیر سینه پیراهن را جمع می‌کرد و موجب بروز چین‌هایی لطیف و ظریف در روی سینه و پایین آن و نیز در حاشیه‌ی دامن لباس می‌شد. این کمربند را با نام آپودِرم می‌شناختند.

زیورآلات: به نقل از اردشیر خدادادیان بانوان اشرافی ایران اشکانی به زیورآلات و جواهرات علاقه‌ای فراوان داشتند. در مورد آرایش زنان، به گزارش رومیان، برای لب‌ها رنگ سرخ، برای پشت چشم‌ها رنگ سیاه که عمدتاً سرمه بوده است و نیز سرخاب برای گونه‌ها به‌کار می‌بردند. زنان گیسوان خود را به شیوه‌ی یونانیان آرایش می‌کردند و از میان سر فرق می‌گشودند و جواهرات بر تأثیر آرایش می‌افزود. بسیاری قطعه‌های ظریف و دقیق پرداخته به روش یونانی هلنیستی فراهم شده بودند به‌گونه‌ای که زنان خوش‌پوش پارتی در مقدار جواهری که به خود می‌آویختند با زنان شیک‌پوش دوران ادوارد (پادشاه انگلیس) برابری می‌کردند.

 

معرفی پوشاک ایرانیان در دوره اشکانی
پوشاک ایرانیان در دوره اشکانی

در تدوین مطلب فوق از منبع ذیل استفاده شده است.

مقاله مطالعه تطبیقی پوشاک زنان اشکانی و یونانی در دوران هنلیستی، اثر دکتر ابوالقاسم دادور

مقاله پوشاک ایران در دوره اشکانیان (پارتیان)، اثر دکتر رضا افهمی

پوشاک در ایران‌زمین از سری مقالات دانشنامه ایرانیکا، ترجمه پیمان متین

  • شناسه : 19646
  • پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    شما می توانید از این برچسب ها و ویژگی های HTML استفاده کنید:

    محبوب ترین مطالب
    آخرین محصولات فروشگاه
    آخرین نظرات